![]() |
![]() |
|
| داستانهای کوتاه از زبان فرناز |
|
من که یادم نمی آد . یعنی فکر کنم نبودم . ولی می گن روزی که می خواستن مرز ایران و توران (روسیه سابق) رو تعریف کنن گشتن یک کماندار قوی پنجه بنام آرش پیدا کردن و اون یک تیر انداخت و تا اونجا که از کتاب های قدیم و نقشه ها بجای مونده می شه دید . تیرش افتاد اونور رشته کوه البرز بعد از دریای مازندران احتمالا وسط رودخانه ولگا
توی شاهنامه مرتبط فردوسی از جنگ ایران و توران می نویسه و هر وقت که اسفندیار قصد نفوذ به حریم ما رو داشت یعنی پاش رو میزاشت اونور تیر. شاهان نالایق اون زمان می فرستادن دنبال رستم. و رستم از زابل می آمد و خلاصه طرف رو برمی گردوند سرجاش . تا اونجا که حتی در این راه پسر ش ( سهراب) رو هم کشت اما ما هروقت می خواستیم نفوذ کنیم یک سیاوش یا یک جوون خوشگل رو می فرستادیم اونور تا پرچم ما رو تو زمین دشمن فرو کنه و البته حق هم داشتیم چون بقول رفقایی که جدیدن از دخترای ارمنستانی و اوکراینی و... بازدید بدنه به عمل آوردن خیلی با حال هستن قدهای کشیده اندام موزون چشمای آبی موهای بلوند و بلند و... حتی ظاهرا هدف آمریکا از جنگ سرد هم توی همین مایه ها بوده و البته باید نظر آقای ساراکوزی رو هم دانست چون ایشون خوش سلیقه هستن و... خدا رحمت کنه عباس میرزا رو که جونش رو برای زمین های اونور دریای مازندران گذاشت و البته چه شاه های نالایقی بودن در آن زمان اما جدیدا یک اتفاق هایی افتاده یعنی اول در زمان توران یک کمی سابق( شوروی) ما حق ۵۰٪ از دریای مازندران داشتیم بعد از اینکه توران یک کمی سابق پاشید شد ۲۴٪ بعد ۱۲٪ بعد ۸٪..و اما هفته پیش که رفته بودم ساری دیدم یک چیزایی داره می پاشه به صورتم . یعنی حتی اگه دم ساحل فرح آباد هم به ایستی یک نمی بصورتت می خوره . متوجه نشدم جریان چیه رفتم از این دوستان شمالی پرسیدم که جریان چیه گفتن چون دیگه دوران جنگ و خونریزی و کمان و کمانگیری و مرد و مردی گذاشته روش تعیین حدود مرزی بوسیله طول پرتاب جیش تعیین می شه و از طرفی چون اون بیشرف های نامسلمون زیاد از این زهر ماری ها کوفت می کنند و خوب متعاقبا پس از خوردن اون چیزای بد سریعا مدرر می شن و از طرفی بدلیل نبود مکان های خاص برای انجام این عمل شنیع . اونها توی کوه بیابون تمرین می کنن و البته نه بدلیل داشتن کلاهک های هستی بلکه بخاطر تمرین بیش از حد شون یواش یواش می خوان بگن ساری هم بعله مال ماست داشتم فکر می کردم که خوب حالا چه خاکی بسرم بریزم . برم تمرین کنم دیدم ای بابا دیگه وقت تمرین نیست چون اونا دیگه جلسه ۴ نفره رو هم گذاشتن (ما رو هم دعوت نکردن)و شرط هم گذاشتن که طول پرتاب مهمه و به عبارت دیگه ش...یدن توی هرچی نقشه مرزی و کتاب قدیمی و وقت برای تمرین نیست. از طرفی به عنوان یک ایرانی آزاده از نسل آرش و رستم باید حق خودم رو بگیرم و الا باید دفعه دیگه بچه ها رو برای دیدن دریا ببرم دریاچه حوض سلطان و یادریاچه ارومیه . دیدم از من با این سن گذشته که بخواهم کیسه سند ادارای رو بگیرم و اونو فشار بدم و حقم رو بگیرم. رو کردم به یل دوران آقا فرهاد دیدم خدایش پدرسگ با این سن کمش بخاطر محبوس نمودن ... در مثانه قدرت خوبی داره و حدودا در حالت نشسته با قوس ۴۵ درجه حدود یک متر طول پرواز داره. اگه باور ندارین می تونین در فاصله یکمتری روبروش بشینین .. فقط باید داش فرهاد رو آموزش بدم تا قدرت پروازش به دومتر برسه . و این آموزش ها شامل ۱- ایستاده انجام دادن عملیات. بعلت اینکه نیروی جاذبه خودش کمک به فرود می کنه و اینجوری ۱۰ سانتیمتر بیشتر می تونه حق ما رو بگیره ۲- تبدیل از حالت قوس به خط مستقیم - بدلیل اینکه دیگه قرار نیست کمانش رو از بالای البرز رد کنه و با همین نیرو و البته روش مستقیم می تونه حدود ۴۵ سانتیمتر طول پرواز رو بیشتر کنه ( استفاده از فرمول های هندسی برای تبدیل طول خط قوس دار به خط مستقیم) و انشاالله آقا فرهاد۱.۵۵ سانتیمتر از حق ما را خواهد گرفت و نامش در کتاب های تاریخ ثبت خواهد شد ضمنا اگر دوستان رکورد بالاتر دارن بصورت خصوصی پیام بذارن چون ممکنه ک گ ب اونها رو بدزده و نشه از اونها برای دفاع از تمامیت ارضی استفاده کرد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم مهر 1388ساعت 13:16 توسط این وبلاگ توسط من قصب شده است |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| پیوندهای روزانه |
|
گل بنفشه عمه جان مهربون هدهد خوش الحان ما خاله جون مهربون آرشیو پیوندهای روزانه |
| پیوندها |
|
مریم و قانون مریم و فمنیسم |
|
RSS
|