داستانهای کوتاه از زبان فرناز

سلام صبح بخیر

مطالعه این مطلب برای خانم ها - و آقایان زیر ۱۵ سال ( همان زیر ۱۸ سال سابق ) و مدیران شرکت متروی تهران - اداره بهداشت و نظارت بر اماکن عمومی ممنوع می باشد

امروز سر صبح داشتم به یک مطلب فکر می کردم که تفاوت بین زندگی ما ایرانی ها و خارجی ها توی چیه؟

یادم از خاطرات دوستان سفر کرده به سرزمین های دور و خاطرات بچه گی خودم افتادم. یادمه وقتی بچه بودم و می رفتم حموم عمومی گاهی اوقات می دیدم همین آقای دلاک ( کیسه کش ) با سر کچل که احتمالا یا برای اینکه گر بود( نوعی بیماری گچلی مسری ) یا بخاطر بهداشت هرروز سرش رو با تیغ می زد . با بدنی استخوانی ( چیزی شبیه ماهاتما گاندی ) و شدیدا عضلانی که رگ های بدنش زده بود بیرون یک مادر مرده ای رو وسط رختکنی گیر انداخته بود ( خفت کرده بود) و با مشت لغد به جونش افتاده بود و یا به پشت طرف مشت و لغد می زد و یا دستش رو از چپ راست می کشید تا زمانی که بنده خدا داد می زد بابا ممد آقا غلط کردم تمام استخونهام خرد شد .به این می گن ماساژ مدل ایرانی یا همان مشت و مال که فقط در ایران و ترکیه مشاهده می شه کرد. البته برای کامل شدن تصویر ذهنی می تونید یک آقا را در حالت نشسته  با یک لنگ کاملا بهداشتی به رنگ قرمز و سیاه ( توی مایه لباس تیم پرسپولیس ) بر شانه فرض کنید. و خلاصه ممد آقا ده تومن یعنی برابر با قیمت یک شستشوی حمام ( یا بقول قدیمی ها پول آب ) اجرت از ما می گرفت فکر کنم به نرخ امروز می شه ۱۰۰۰ تومن

و اما ماساژ مدل اونور آبی

دوستی رفته بود تایلند و تعریف می کرد که رفتم گفتم ماساژ می خوام -بعد از مشخص کردن عضوی که احتیاج به ماساژ داره ( شما فرض کنید قسمت ساق پا ) و تعین نرخ ۱۰ دلار به همراه سه نفر از دلبرکان به داخل جایی که میشه فرض کرد حمام رفتم . بعد از اینکه با لیف و صابون تمام بدن ( عضو های شریف و ناشریف ) رو زحمت کشیدن و شستن بنده رو وارد حوضچه جک حوضی کردن بعد از نیم ساعت که بنده در حال استراحت در آب گرم و دلبرگان که یادشان رفته بود که بنده  در خواست ماساژ ساق پا رو داشتم  نه سرو گردن و مشغول نرم کردن گردن بودن . بنده رو به اتاق سونای خشک بردن . البته در هر مرحله حوله ای سفید و تمیز به من می دادن ( فقط اشکال کار در این بود که باید حوله ها را در جلوی دلبرکان عوض می کردم )در اتاق سونای خشک که انگار فقط برای یک نفر نشسته یا دو نفر چسبیده به هم تعبیه شده بود . خوب ما سه نفر بودیم و مه و دود ( یک چیزی توی مایه مه دود های تهران که چشم چشم رو نمی بینه و هیچکس نمی فهمه کی داره چیکار می کنه ) خلاصه نیم ساعت هم سه نفری توی اتاقک سونا بودیم بعد از اون منو  به یک اتاق بردن که از درو دیوارش گل های رنگارنگ آویزون بود و بوی ریاحین همه فضا رو پر کرده بود بردن و باز حوله ای سفید دیگر و بنده روی یک تختخواب دراز کشیدم که ظاهرا تختخواب مسافرتی بود ولی به خدا تشکش از صد تا تشک خوشخواب نرم تر بود . بعد دلبرکان وارد شدن و شروع به ماساژ عضو شریف دادن ظاهرا یکیشون متخصص انگشتان پا بود . دیگری روی عضلات ساق پا  و سومی روی کف پا کار می کرد. و خلاصه یک مدت یکساعتی تمامی عضلات رو نرم کردن . دوستم می گفت باورت نمی شه انگار با سرنگ   خستگی ۴۰ ساله  رو ی پا ایستادن رو از توی تمام عضلاتم کشیدن بیرون و من وقتی بعد از اون ماساژ راه می رفتم احساس می کردم روی ابرها دارم پرواز می کنم اصلا فکر می کردم۲۰ کیلو سبک شدم . هر چند دوستمون می گفت موقع بیرون آمدن به من گفتن که به خاطر خدمات اضافی باید ۲۰۰ دلار دیگه هم بدین ولی بقول خودش می گفت به خدا ارزش داره اصلا از این به بعد سالی یکبار می رم تایلند  بهش گفتم چرا سالی یکبار می ری خوب یک دفعه برو و بگو تمام عضلاتت رو شل کنن . می گفت نه داداش من دیگه جونش رو ندارم گفتم . بابا به تو که مشت لغد نزدن

ولی دوستم دیگه چیزی برام نگفت ..

اما ماساژ مدل تهران ۲۰۰۷-۲۰۰۸ از همه راحت تر و ارزانتر وشرعی تره . کافیه اگر در غرب زندگی می کنید به ایستگاه مترو صادقیه و اگر در جنوب هستین به نزدیکترین ایستگاه مترو مثل شوش یا ترمینال جنوب و اگر در شمال هستین به ایستگاه مصلا ( اونهای که هم در شرق زندگی می کنند می تون از ایستگاه مصلا یا دانشگاه علم و صنعت استفاده کنند )مراجعه کنید و با تهیه یک بلیط یکسره . اگر تونستین سوار یکی از این قطار های مترو بشین مصلما در همان سعی و تلاش برای سوار شدن کمی تا قسمتی استخوان هایتان نرم شده  چیزی توی مایه جک حوضی . بعد در داخل قطار که احتمالا شما نزدیک درب هم هستین به علت بوی عرق بغل دستی و فشار های پشت سری و همه جوانب و اون حالت خفگی به خاطر بوی سیر نفر جلویی که شما در موقع دم دارید بازدم اونو استشمام می کنید . حالتی مثل سونای خشک بهتون دست می ده و اگر هنوز استخوان سخت در بدنتون موجوده کافیه سعی کنید به قسمت  سالن ها بروید سمت چپ و راست هم فرق نمی کنه . مطمن باشید تمام استخوان هایتان از انگشت ها و استخوان های ریز کف پا گرفته تا استخوان دنبالچه و آهیانه های سری خرد و خاکشیر خواهد شد و آنقدر این ماساژ کامل خواهد بود که شما تا سال دیگه که بخاطر برف ناچارید با مترو جابجا بشین احتیاج به ماساژ پیدا نمی کنید . در خاتمه وقتی پیاده می شین و دنبال کیف پولتون می گردین می بینید به دلیل خدمات اضافی که به شما داده شد کل کیف پول شما و موجودیتون رو دادین  و حالا چون دیگه امکان خرید براتون باقی نمونده تصمیم به برگشت به منزل رو دارین ولی متاسفانه تنها راهی که براتون باقی می مونه ( چون حتی ۲۰ تومن برای تهیه بلیط اتوبوس ندارین ) باید با مترو به مبدا برگردین .  لبخند بزنید  و قیافه آدم های مادر مرده رو به خودتون نگیریدخوب چه از این بهتر دو ماساژ در یک روز آنهم با ۱۰۰ تومن . سعی کنید از زندگیتون لذت ببرین

نتیجه علمی ماساژ در ایران به خرد شدن استخوان ها اطلاق می شود و در خارج به نرم کردن ماهیچه ها

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 8:56  توسط این وبلاگ توسط من قصب شده است |