تبليغاتX
داستانهای کوتاه ولی واقعی - زنجان سرد

داستانهای کوتاه ولی واقعی

داستانهای کوتاه از زبان فرناز

خوب در گشت ايرانگرديمون به زنجان رسيديم. شهري با بازاري قديمي و مردمي بسيار مهربان. هتل سويت سپهر در پاي كوه هرچند دو ستاره بود ولي به صد ستاره مي ارزيد. مردمي مهربان اتاق هايي جادار و يك حمام بسيار بزرگ كه فكر كنم مي شد ۵ نفره داخلش شد. فكر كنم حدود۲۰ متر فقط  حمام داشت. از غذا بايد گفت كه بوي عطر برنج آدم رو مسخ  مي گرد. و لهجه زيباي فارسي و زنجاني مخلوط. و در بازار خريد از مردي كه فارسي بلد نبود و ناچار دسته اسكناس رو به سمتش دراز مي كنم و او بدون يك ريال اضافه پول خود را مي گيرد. شهري مدرن تر از همدان و كرمانشاه. افزايش تعداد طبقات . فقط در موقع خروج از شهر پليس درخواست زنجير چرخ مي كرد. در صورتيكه اتوبان تماما خشك خشك بود و البته شايد زنجير براي فرار از چاله چوله هاي اتوبان كه ما شاالله كم هم نبود. و ۸۰۰ تومان عوارض اتوباني و غذا در رستوران غزال كه به همت بانك ملي تاسيس شده بود و غذاي اون به لعنت خدا نمي ارزيد. و عجب هواي سردي داره اين زنجان
+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 8:55  توسط این وبلاگ توسط من قصب شده است  |