تبليغاتX
داستانهای کوتاه ولی واقعی - تولد نادیا مبارک
داستانهای کوتاه از زبان فرناز
حتما می گین نادیا کیه؟ نادیا بچه چهارم محمدرضا است.  حالا محمدرضا جفت دو آورده. یعنی دوتا دختر و دوتا پسر تازه جالبترینش اعداد سن بچه هاست ۷-۵-۳- و این یکی آخری هم که خوب یک فرض می شه. جالب اینه که تورج یک پسر داره ۱۷ سالشه ولی فقط همین ولی محمدرضا با داشتن چهار بچه که به نظر ما نادون ها زیاده جمع سنی بچه هاش به عدد ۱۶ نمی رسه . ولی تورج و محمد رضا توی یک سال به دنیا اومدن. توی این گیرو دار سر من بی کلاه مونده من یکسال بزرگترم ولی مجموع سن بچه هام ۱۰ می شه. شاید دلیل این عقب موندگی اینه که تورج دکتر عمومی توی دهات این ور کوهه و خانومش هم خونه داره. پس یک دهاتی صد درصد. پس برای دهاتی ها یک بچه کافیه. ولی محمدرضا ساکن سرزمین های دور و خودش و خانومش فوق تخصص پزشکی پس کاملا شهری هستن پس می تونن ۴ تا بچه داشته باشن  با فاصله سنی کم .

و من وسط شهر و دهات

میگم این چیزایی که می گن برای کنترل جمعیت فکر کنم فقط برای دهاتی هاست به شهری ها و افراد

 با سوات ربطی نداره. شما چی میگین

راستی محمدرضا می گه اشتباه کرده یعنی بجای اینکه ۴ تا از یکی بیاره . بهتر بوده از یکی چهارتا داشته باشه.( یعنی اینهم به شهرنشینی و تحصیلات عالیه ربط داره؟)

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت 9:54  توسط این وبلاگ توسط من قصب شده است |